آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

296

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

ديگرى مىنشينند و با خوراك‌هاى جديد پذيرائى مىشوند و مدتى بعد عروس به حجله هدايت مىشود و داماد در اين هنگام اجازه دارد كه به او بپيوندد و براى اولين بار عروس خود را ببيند . حال اگر داماد اميدوار باشد كه به دختر باكره‌اى دست يافته است ولى در عمل خلاف آن را دريابد ، مجاز است كه دماغ و گوش‌هاى عروس را قطع كند و او را از حجله بيرون اندازد ، ولى در چنين وضعى معمولا عروس به اتفاق همراهان مؤنث خود بايستى خانه را ترك كند ؛ اما اگر عروس باكره باشد بايد يك زن مسن نشانهء مخصوص را به نزديكان داماد نشان دهد و به اين ترتيب جشن عروسى سه روز تمام در شادى و سرور ادامه مىيابد . پس از آنكه داماد عروس را كاملا شناخت ، او را در اطاق تنها مىگذارد و خود نزد ميهمانان مىرود و به گپ زدن و شوخى مشغول مىشود . چنانچه افراد باسواد در اين‌گونه مجالس حاضر و علاقه‌اى به نوشيدن شراب نداشته باشند ؛ كه اين امر بسيار اتفاق مىافتد ، دور هم مىنشينند ، كتاب‌هاى خود را درمىآورند و به مباحثه و فلسفه‌بافى دربارهء مسايل و اشياء مختلف مىپردازند . اين كار در ساير ضيافت‌ها و مهمانىها نيز انجام مىشود كه بحث فقط درباره يك موضوع است و هيچگاه از مبحث مربوط به پياله « 1 » شادمانى پا را فراتر نمىگذارند ، شعرا معمولا در چنين محافلى اشعار بامزه مىخوانند و مى - سرايند . روز بعد و سومين روز عروسى با سرگرمىهاى فراوان و گوناگون سپرى مىشود . در مجالس عروسى رقص نيز متداولست كه به وسيلهء يك نفر يا دو نفر روبروى

--> ( 1 ) - Becher der Fro ? hlichkeit - Poculum Hilaritatis : پياله شادمانى . در صفحات بعدى نويسنده يادآور مىشود كه ايرانيان پياله ( جام ) را نمادى از جهان مىدانند كه شايد همان جام جهان‌نما و جام جم باشد . به‌هرحال ما در اينجا جمله لاتين و آلمانى را در كتاب آورديم تا خوانندگان آشنا به زبان آلمانى و لاتين چنانچه نظر ديگرى دارند از سر لطف وسيله ناشر اطلاع دهند تا در چاپ‌هاى بعدى مورد نظر قرار گيرد - م .